سخن‌سرا

سلام خوش آمدید

تمرین سوم، قصه‌ چیست؟

شنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۳۱ ب.ظ

یک:

تشکر از دوستانی که تمرین هفتۀ دوم را انجام دادند. ضمن خواندن پایان‌بندی‌های متفاوت دوستان، می‌توانید اصل داستان به همراه بررسی‌اش را در اینجا بخوانید.

دو:

نتایج نظرسنجی داستانک‌ها را در صفحۀ خودش می‌توانید ببینید. (اینکه چرا تنها یازده نفر در نظرسنجی شرکت کردند بماند.) چهار داستانک اول بر اساس نظرسنجی انجام شده به این قرار بود:

1- دنیای موازی:آلبرت اینشتین و پینوکیو-به قلم دکتر سین امتیاز نظرسنجی 47

2- پرچین عشق- به قلم مهرجان امتیاز نظرسنجی 44

3- پیکان وانت مسابقه‌ای-به قلم احسان امتیاز نظرسنجی 43

4- پایی که جا ماند-به قلم آقاگل امتیاز نظرسنجی 43

سه:

هدف از دو تمرین اول، تنها آشنایی با وبلاگ، نحوۀ تمرین‌ها و تمرین نترسیدن بود. در قدم اول باید یادبگیریم از نوشتن نترسیم. همچنین لازم است که از نقد شدن نیز نترسیم. نقد اگر به جا و صحیح باشد نتیجه‌اش می‌شود رشد نویسنده. به این دلیل که اغلب دوستان ممکن است دانشجو باشند و آنهایی هم که دانشجو نیستند بالاخره کار و زندگی دارند، با موافقت دوستان برای تمرین‌های بعدی دو هفته زمان در نظر بگیریم. البته در طول این دو هفته ممکن است پست‌هایی در وبلاگ منتشر بشود. ولی برای انجام تمرین‌ها دو هفته زمان خواهد بود. 

چهار:

و اما پست این هفته. کتابی که از آن به عنوان منبع استفاده می‌کنم، کتاب ادبیات داستانی جمال میرصادقی است. قرار نیست با خواندن کتاب کسی نویسنده شود؛ ولی خواندنش می‌تواند شما را با بخش‌های مختلف داستان، قصّه، رمان و داستان کوتاه آشنا کند. مطالبی که در ادامه آورده می‌شود نیز خلاصه‌ای است از همین کتاب. 

میرصادقی کتاب را با تعریف داستان آغاز می‌کند و می‌گوید: «داستان مترادف ادبیات داستانی است.  داستان نقل وقایع است به ترتیب توالی زمانی. داستان عنصر مشترک همه انواع ادبی خلاقه است. از رمان و قصه گرفته تا نمایشنامه و فیلم‌نامه.به همین خاطر داستان را مترادف ادبیات داستانی می‌دانیم.»

و ادامه می‌دهد که داستان از پیرنگ(طرح) جداست، زیرا در پیرنگ نقل حوادث می‌تواند ترتیب زمانی نداشته باشد و تنها روابط علت و معلولی است که اهمیت دارد. در پیرنگ نویسنده می‌تواند موقعیتی را شکل دهد، شخصیتی را بپرورد، و آغاز و پایانی برای اثر بسازد.

بعد از تعریف داستان، میرصادقی به سراغ قصه‌ها می‌رود. همۀ ما در دوران کودکی‌مان قصه‌های بسیاری را از زبان بزرگترهایمان شنیده‌ایم؛ و احتمالاً چندتایی از آن‌ها را به یاد داریم. قصه‌ها اغلب جنبۀ غیرواقعی دارند و به جای اینکه به تجربه و مشاهده بیشتر از شهود و خرق عادت کمک می‌گیرند.  میرصادقی در تعریف قصه می‌گوید: «به آثاری خلاقه‌ای که در آن‌ها تأکید بر حوادث خارق‌العاده بیشتر از تحول و پرورش آدم‌ها و شخصیت‌هاست قصه می‌گویند. رکن اصلی داستان حوادث خلق‌الساعه است. و کمتر به خصوصیات روحی و خلقی شخصیت‌ها پرداخته می‌شود. شخصیت‌های قصه معمولاً کمتر دچار دگرگونی می‌شوند. قصه‌ها دارای پایان‌های خوشی هستند.» 

پنج:

بیش از این پست را طولانی نکنم. می‌توانید خودتان به کتاب مراجعه کنید و جزئیات بیشتر را بخوانید. در طول این دو هفته شاید در چند پست دیگر هم از قصه‌ها گفتم. و اما تمرین. از امروز، یعنی نوزدهم خرداد تا تاریخ یک تیر فرصت دارید تا یک قصه از قصه‌های بومی و محلی شهرتان (یا قصه‌هایی که در گذشته بزرگترهایتان برایتان نقل کرده‌اند) را بازنویسی کنید. پس تمرین‌مان شد بازنویسی یک قصه.

  • دخو

قصه‌نویسی

نظرات (۱۲)

چند سوال
آیا مجاز به تغییر  اساسی در روایت و وقایع داستان داریم؟
آیا سبک نوشتاری باید به سبک قصه گویی باشد؟یعنی مجاز هستیم از سبک داستان کوتاه کلاسیک یا مدرن استفاده کنیم یا خیر؟
آیا مجاز به تغییر زاویه دید هستیم؟از آنجا که راوی اغلب قصه ها دانای کل هست.
قصه حتما باید بومی شهر خودمان باشد؟از قصه های مناطق دیگر یا حتی قصه های فولکلور خارجی نمیتوانیم استفاده کنیم؟

پاسخ:
نه سبک نوشتاری به همون سبک قصه‌گویی باشد. هدف اصلی بررسی قصه‌های بومی و محلی شهرهای مختلف و همچنین آشنایی با فضا، ویژگی‌ها و مختصات کلی قصه‌هاست. 
تغییر زاویه دید؟ راوی اغلب قصه‌ها دانای کل است. و چون داریم دربارۀ قصه‌ها صحبت می‌کنیم به‌نظرم تا حد امکان از این ویژگی استفاده نکنیم. مگر اینکه کسی بخواهد خلاقانه‌تر عمل کند. در این صورت مجاز هستید. :)
نه لزوماً، ولی اولویت با آنها باشد. اگر گزینۀ مناسبی نبود آتش به اختیار عمل کنید.

چقدر پایانش شبیه پایانی که من براش نوشته ام هست، هرچند نوشته من قشنگتره :)

من چون نرسیدم داستانک همه رو بخونم به همین دلیل شرکت نکردم  تو نظرسنجی:|

ادامه دادنه(تمرین دوم) نظر سنجی نداره؟!
پاسخ:
صحیح!:دی
.
نه چون ادامه دادن می‌تونست تنوع زیادی داشته باشه. بعلاوه که تمرین خلاقیت‌طورانه بود نیازی به نظرسنجی ندیدم.

  • آسـوکـآ آآ
  • چقدر امتیازا نزدیک بود
    تبریک میگم به همه تون:-)
    چقدر تمرین این هفته جالب و جذاب و خلاقانه ست

    پاسخ:
    این نشون میده همه تقریباً هم سطحیم. و همه دوست داریم که بهتر باشیم. :)

  • یاسمین پرنده ی سفید
  • مامانم برام یه قصه میگفت که تو دوره ی نوجونی خودش تو روزنامه ی نوجوانانِ زمان خودشون خونده بود.
    اتفاقا کوچیک تر که بودم قبل از این که دست به کیبورد بشم سعی کرده بودم بنویسمش که یادم نره اما تمومش نکرده بودم... الان یه جاهاییش رو فراموش کردم مجبورم وسطای داستان یه جاهاییش رو بپرم یا تغییر بدم... عیب نداره؟

    پاسخ:
    نه. :)

    درود بر شما
    داستانی را که سالیان گذشته از مادر بزرگ عزیزم شنیده بودم را در این پست گذاشتم البته بنده
    که نپسندیدم . اما  منتظر نقد دوستان هستم .
    با سپاس از همه دوستانی که به کلبه درویشی ققنوس تشریف اوردید.
    تندرست و خرسند باشید (آمین)
    پاسخ:
    دست تون درد نکنه. ممنونم که همیشه همراهی می‌کنید.
  • آرزوهای نجیب (:
  • سلام.
    این وب‌سایت رو به‌نظرم معرفی کنید توی وبلاگ بعد نباشه.
    کلی مطالب آموزشی داره، بعلاوه اینکه هرکسی می‌تونه عضوش بشه و داستان‌هاش رو بفرسته و منتقدهای خیلی خوب کارشون رو نقد کنند.


    http://naghdedastan.ir/
    پاسخ:
    سلام.
    چه جای خوبی. لینکش می‌کنم و معرفی می‌کنم به سایر دوستان هم. :)
    ممنون.
    از دوستان پوزش میخواهم نشانی وبلاگ بنده 
     ghoghnoseazad.blog.ir
    از همه دوستان سپاسگزارم
    پاسخ:
    سلامت باشین.
    آقا ما که برامون قصه نگفتن چیکار کنیم؟

    قصه بومی و محلی خاصی هم نداریم!

    پاسخ:
    بالاخره یه جایی قصه خوندی دیگه؟ یا شنیدی. مگه میشه نباشه؟ 
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • از صبح فکر میکنم و همش داستان شنگول و منگول یادم میاد :/
    پاسخ:
    خیلی از ماها با این داستان خاطره داریم خب. :)
  • احمدرضا ‌‌
  • سلام
    در بازنویسی چقدر مجاز به تغییر دادن هستیم؟ مثلا عوض کردن کاراکترها، عوض کردن داستان، تغییر پایان داستان و ...

    پاسخ:
    سلام.
    بازنویسی یعنی اون قصه رو دوباره و از زبان خودت بنویسی. تغییر دادن خط اصلی داستان یا پایانش خب آنچنان جالب نیست. :)
    من خودم عاشق داستان خیر و شر بعلاوه ی داستان بعضی ضرب المثل‌هام مثل شتر در خواب بیند پنبه‌دانه یا دشمن دانا به ز نادان دوست می‌شه یکی از اینا سوژه بازنویسی من باشه؟ 
    پاسخ:
    آره. هرکدوم رو که خودتون صلاح می‌دونین رو انتخاب کنین. هیچ محدودیتی در انتخاب نداریم :)
  • گیوم اِوار
  • سلام. قصه نوشته شد: 

    http://bayan-ayan.blog.ir/post/99
    پاسخ:
    سلام.
    دست مریزاد. ممنونم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    سخن‌سرا

    از هرچه بگذریم سخن دوست خوش‌تر است...

    طبقه بندی موضوعی