سخن‌سرا

سلام خوش آمدید

۵ مطلب با موضوع «دعوت به داستان‌خوانی» ثبت شده است

 


دریافت

 

سنگر و قمقه‌های خالی نام مجموعه داستان‌های بهرام صادقی است که تقریباً تمام داستان‌های کوتاه و ماندگارش (از سال 1334 تا 1346) را در برمی‌گیرد. داستان آوازی غمناک برای یک شب مهتابی را در اینجا می‌توانید بشنوید. خوانندۀ متن بهاءالدین مرشدی است. 

ضمن اینکه تمرین آخر سخن‌سرا را فراموش نکنید.

  • دخو

زن وسطی، بیست و یک داستان‌‌کوتاه گزیده است از بهترین نویسندگان امریکای لاتین؛ از خورخه لوئیس بورخس آرژانتینی گرفته تا ماریو بارگاس یوسای دوست‌داشتنی اهل پرو، تا آرمونیا سامرس اوروگوئه‌ای،مواسیر اسکیلر برزیلیی،آرتورو آریاس کواتمالایی، فرناندو سورنتیوی آرژانتینی و چند نویسندۀ مطرح دیگر. آنچه در ادامه خواهید شنید داستان «مردی که سال‌ها با چتر بر سرم می‌کوبد» نوشتۀ فرناندو سورنتتیو است. سورنتینو نویسنده‌ایست طنزپرداز که با «زبان تلخ و گزنده‌اش پلشتی‌های جامعه‌ را به تصویر می‌کشد» این داستان را هلما، نویسندۀ وبلاگ سکوت من صدا تو برایمان خوانده است. شما هم به انتخاب خودتان برایمان داستان بخوانید و بفرستید.





دریافت

  • دخو

بگذار همه بگویند که شمر آمده به ضریح آقام حسین دخیل بسته، گردنش را بسته به میله‌های ضریح. اما تو را به خون گلوی خودت قسمت می‌دهم، به آن وقت و ساعتی که شمر گردنت را از قفا برید، پیش خدا، روز پنجاه هزار سال، شفیع من بشو... شفیع منِ روسیاه، منِ...


دریافت


معصوم دوم، داستان کوتاهی است از هوشنگ گلشیری، گلشیری متولد اصفهان است و از داستان‌نویسان خوب دوران معاصر به حساب می‌آید. شازدۀ احتجاب گلشیری یکی از بهترین نمونه داستان‌های ادبیات معاصر است. به غیر از کتاب شازدۀ احتجاب چندین مجموعه داستان کوتاه و رمان نیز از گلشیری به چاپ رسیده است. نیمۀ تاریک ماه، گزیده‌ای است از مجموعه داستان‌کوتاه‌های هوشنگ گلشیری. یادش گرامی.

  

پی‌نوشت: اگر دوستی مایل بود، داستان بالا را با صدای خودش بخواند تا به ادامۀ این پست ضمیمه کنم. کلاً از دوستانی که مایل به خواندن داستان کوتاه هستند استقبال می‌کنیم. انتخاب داستان هم می‌تواند به عهدۀ خودتان باشد.


  • دخو

هوالمحبوب

 

داشتم به پست جدید فکر می کردم، به این که این همه مطلب را نوشتن و تکلیف دادن، آن هم وقتی که استقبال دوستان خیلی کم شده است، شیوه ی درستی هست یا نه، به پیشنهاد آقاگل قرار شد داستانی را برای این پست در نظر بگیرم که هم تشویقی به خواندن داستان باشد و هم پیشنهاد یک همکاری، داستانی که در نظر گرفته ام، از مجموعه ی «افتاده بودیم در گردنه ی حیران» انتخاب شده است. داستان نوشته ی آقای حسین لعل بذری نویسنده ی مشهدی است. ایشان به واسطه ی همسر تبریزی شان، خانم لیلا صبوحی، به خوبی با فرهنگ و آداب تبریز اخت شده اند و رد پای این پیوند را می توان در اغلب داستان هایشان دید. نام داستان منتخب «اندوهی دور گردن» است. این مجموعه داستان  به تازگی چاپ شده و خب طبیعیست که فایل پی دی اف یا فایل صوتی اش موجود نباشد. به همین دلیل مجبور شدم ، خودم داستان را برایتان بخوانم. حالا اگر توانستید صدای مرا تحمل کنید، این داستان صوتی را گوش کیند، داستان قشنگی است. هم برای آشنایی با قلم داستان نویسان جوان ایران هم برای اینکه باب همکاری بین بلاگر ها و سخن سرا باز شود. پیشنهاد ما این است که اگر مایل بودید، شما هم داستانی را که خوانده اید و دوست داشته اید برایمان بخوانید و فایل صوتی اش را در اختیار مان بگذارید میتوانیم این فایل ها را در سخن سرا منتشر کنیم تا همه ی دوستان در لذت داستان خوانی شما سهیم شوند.

 

 
افتاده بودیم در گردنه ی حیران
حسین لعل بذری
نشر نیماژ
چاپ دوم
سال 1397
  • ۷ نظر
  • ۰۷ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۵۳
  • نسر ین

روز اسب‌ریزی، داستانی است کوتاه از کتاب یوزپلنگانی که با من دویده‌اند. نوشتۀ بیژن نجدی عزیز. در ادامه می‌توانید فایل pdf داستان را بخوانید و همچنین با صدای بهرام مرشدی گرامی آن را بشنوید. 

کانال تلگرامی صداخونه(@SedaKhone) جای خوبی است برای شنیدن داستان‌های خوب. از دستش ندهید.




دریافت


دریافت فایل pdf داستان کوتاه روز اسب‌ریزی


پی‌نوشت: تا پایان این هفته(دوم شهریورماه) فرصت دارید تا در تمرین آخر سخن‌سرا شرکت کنید. سپاس از همراهی‌تان.

  • ۱ نظر
  • ۲۸ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۴۰
  • دخو
سخن‌سرا

از هرچه بگذریم سخن دوست خوش‌تر است...

طبقه بندی موضوعی