سخن‌سرا

سلام خوش آمدید

تمرین چهارم+لینک داستان‌ها

چهارشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۰۰ ب.ظ



نظرسنجی تمرین سوم:

از همۀ دوستانی که تا اینجا با وبلاگ سخن‌سرا همراه بوده‌اند تشکر می‌کنم. هم دوستانی که در تمرین‌ها شرکت کرده‌اید و هم دوستانی که با نوشتن دربارۀ وبلاگ سخن‌سرا در وبلاگ‌هایتان از اینجا حمایت کرده‌اید. گویا در این دو هفته اغلب دوستان درگیر امتحانات و البته تعطیلات بودند و به همین خاطر استقبال پایین بود. 

نه نفر از دوستان عزیز زحمت کشیده و تمرین این هفته را نوشتند. می‌توانید در اینجا پست‌های دوستان را بخوانید. و اگر دوست داشتید در نظرسنجی شرکت کرده و به هرکدام از پست‌ها امتیاز دهید:

نظرسنجی بخش قصه‌گویی


معرفی چند وب‌سایت و وبلاگ مفید:

در قسمت پیوندهای روزانه، پست‌، سایت‌ و وبلاگ‌های مفیدی که در زمینۀ نوشتن و یادگیری مفید هستند را معرفی می‌کنم. شما هم اگر سایت یا وبلاگ مفیدی سراغ دارید پیشنهاد کنید. وبلاگ‌های خودآموز نویسندگی و از فرهنگستان روزانه نکات خوبی را آموزش می‌دهند. دنبال‌کردن و خواندنشان خالی از فایده نیست. 


معرفی و تعریف داستان کوتاه:

و اما داستان کوتاه، در کتاب ادبیات داستانی، پس از مبحث قصه نویسی، نویسنده به سراغ رمانس و تفاوت آن با رمان رفته. اگرچه بحث جالبی است ولی خودتان می‌توانید آن را بخوانید. بخش سوم کتاب اما بخش جذاب و شیرین داستان‌ کوتاه است. ظاهراً «شنل» نوشتۀ گوگول گویا نخستین داستان کوتاهی است که خلق شده است. به طوری که داستایوفسکی می‌نویسه: «همۀ ما از زیر شنل گوگول بیرون آمدیم.» نخستین ویژگی داستان شنل این است که قهرمان آن نه از طبقۀ مرفه و نه از شاهزادگان و حتی عیاران، بلکه از طبقۀ محروم، تنگدست و تحقیر شدۀ جامعه است. واقع‌گرایی جاری در این داستان بعدها الگوی نویسندگان روسی بسیاری قرار گرفته است. از جمله داستایوفسکی در رمان «مردم فقیر» از درون‌مایه این داستان کوتاه بهره می‌برد. ( داستان کوتاه شنل- نوشتۀ گوگول)

 ادگار آلن پو، دیگر نویسندۀ سرآمد در زمینۀ داستان کوتاه است. آلن پو خالق داستان‌های پلیسی، جنایی و علمی است. داستان‌های کوتاه او در حقیقت نوعی از قصه‌های کهن و فنی گسترش یافته بود، در زمینه‌های وحشت، انتفام و حوادث هولناک. او و گوگول آغازگران عرصۀ داستان کوتاه بوده‌اند و پس از آنها داستان کوتاه‌نویسان دیگری آمدند و انواع داستان‌های کوتاه، داستان‌های بلند، رمان‌های کوتاه و ناولت را شکل دادند. ایوان تورگه‌نف، گوستاو فلوبر، تولستوی، گی دومو پاسان، آنتوان چخوف، اُ.هنری، هنری جیمز، جک لندن، ماکسیم گورگی، کافکا، جیمز جویس، همینگوی، آلبر کامو، ویلیام فاکنر، سالینجر، بورخس، گارسیا مارکز و ... از جمله نویسندگان مطرح در زمینۀ داستان کوتاه هستند. در کتاب آقای میرصادقی دربارۀ برخی از این نویسندگان و آثار آن‌ها به تفضیل بحث شده است که جهت آشنایی بیشتر با نویسندگان مطرح داستان کوتاه می‌توانید این بخش‌ها را بخوانید.

تعریف داستان کوتاه:

داستان کوتاه ترجمه‌ای است از عبارت short story و مترادف واژه نوول در فرانسه. داستان کوتاه هم از نظر ساختاری و هم معنا، تفاوت اساسی‌ با قصه دارد. برای مثال، برخلاف قصه، داستان کوتاه دارای پیرنگی قوی و حقیقت مانندی است. و حتماً باید به نحوی از خصوصیات روان‌شناختی فردی برخوردار باشد. و نمی‌توانند مثل قصه به خوصیات خلقی و روانی شخصیت‌ها و آدم‌ها بی‌توجه باشد.

برای داستان کوتاه تعاریف گوناگونی را می‌توان ارائه کرد. و نمی‌توان تعریف ثابتی برای آن نوشت. با این حال همۀ تعریف‌ها بر این موضوع تأکید دارند که داستان کوتاه در مقایسه با رمان از انعطاف پذیری بالاتری، هم در انتخاب موضوع و هم در انتخاب زمان و شخصیت‌ها برخوردار است. و این یعنی شکل‌پذیری و قابلیت انعطاف خود را با طبیغت متغیر و و انعطاف‌پذیر بشر وفق داده است. به همین خاطر هم هست که پیوسته در حال تغییر بوده، تعریف ثابتی را به خود نگرفته و شکل‌های مختلفی را پذیرفته است. برخی از تعریف‌هایی که در طول زمان برای داستان کوتاه آورده شده چنین است:

- داستان کوتاه برشی است از زندگی.

-داستان کوتاه، حکایتی است که چند آدم را در یک تلاش و بغرنجی نشان می‌دهد و نتیجۀ معلومی از آن می‌گیرد.

- نوعی از داستان است که انواع آن از نظر اندازه کاملاً با هم فرق دارند اما کوتاه‌تر از رمان و یا ناولت است. خصلتاً درونمایه اصلی منفرد و تأثیرگذاری را گسترش می‌دهد.

-در داستان کوتاه، توجه به یک شخصیت معین است و کلیۀ وقایع از زاویه دید همان شخصیت دیده و بررسی می‌شود.

- داستان کوتاه، اثری است کوتاه که در آن نویسنده به یاری یه طرح (پیرنگ) منظم شخصیتی اصلی را در یک واقعۀ اصلی نشان می‌دهد و این اثر در مجموع تأثیر واحدی را القاء می‌کند.

-داستان کوتاه، روایت خلاقه‌ای است که با چند شخصیت سروکار دارد و با مدد گرفتن از وحدت تأثیر، بیشتر بر آفرینش حال و هوا تمرکز می‌یابد تا پیرنگ.

سعی می‌کنم در پستی دیگر برخی از ویژگی‌های داستان کوتاه را بیان کنم. 


و اما تمرین:

داشتم فکر می‌کردم حالا که ابتدای تابستان است و همۀ ما روزی دانش‌آموز بوده‌ایم و احتمالاً عاشق روزها و تعطیلات تابستان، تمرین این هفته را کمی به این فصل ربط دهیم. خاطرات ما نیز می‌توانند پیش‌زمینه و طرح یک داستان کوتاه باشند. البته تنها پیش‌زمینه و طرح؛ و نه یک داستان کامل. برای اینکه یک خاطره رنگ و بوی داستانی پیدا کند لازم است جزئیاتی به آن اضافه کنیم. وقایع آن را بهتر شرح دهیم؛ و سعی کنیم آن را از قالب یک خاطره خارج کنیم. به گونه‌ای که برای خواننده هم واضح و روشن باشد و مثل یک فیلم سینمایی به نظر برسد. 

پس تبدیل یک خاطرۀ تابستانی به داستان کوتاه تمرین چهارم این وبلاگ باشد. طول متن هم بسته به نوع نوشتۀ شما می‌تواند متغیر باشد. ولی سعی کنید کمتر از 500 کلمه نشود. 

تا پانزدهم تیرماه هم فرصت دارید.

تابستان‌های رنگ به رنگ-وبلاگ بحر در کوزه

دوچرخه صورتی-وبلاگ من از آن روز که در بند توام آزادم

طعم تابستان-وبلاگ طاق فیروزه‌

روزه‌خوار-وبلاگ دانکوب

استادیوم کوچک ما-وبلاگ دوکلمه حرف حساب

  • دخو ‌

نظرات (۱۷)

یاد انشاهای تابستان خود را چگونه گذرانده اید افتادم :)) 
پاسخ:
حالا نه اینکه کل تابستون باشه. یه اتفاق خاص از تعطیلات که بتونه ویژگی‌های داستان بودن رو داشته باشه. :)

عالیه. اما اولش اشاره کردی از آنجا که هممون دانش آموز بودیم بعد می گی خاطره تابستانی.  یعنی خاطره باید مربوط به تعطیلات مدرسه باشه؟ خب ممکنه یه اتفاقی افتاده باشه تابستون که  میتونسته تو زمستون هم باشه و ربطی به تعطیلات نداره. سوالم رو تونستم درست برسونم؟
پاسخ:
تا حد امکان ربط به تعطیلات تاستون داشته باشه. مثلاً من هیچوقت یادم نمیاد توی زمستون رفته باشم توی کوچه فوتبال بازی کرده باشم. چون کوچه همیشه پر از برف و یخ بود. :)

  • گیوم اِوار
  • چند پایگاه مفید: 
    http://heydarisani.ir
    https://virastaran.net
    http://www.lcci.ir
    پاسخ:
    دست‌مریزاد. ممنونم. :)
    سلام چند تا سوال
    ۱. داستان کوتاه می‌تونه مقدمه داشته باشه؟ یعنی یک جور توضیح اولیه که مثلا چرا سوژه داستان نیازمند جراحی شده و اینا مثلا
    ۲. میشه شروعش مال تابستان باشه ولی ده ماه طول بکشه و نتیجه اش مال بهار سال بعدش باشه؟
    ۳. گفتین حداقل ۵۰۰ کلمه باشه ولی خب من راجع به حداکثرش نمی‌دونم حداکثر چقدر باشه؟
    پاسخ:
    سلام. 
    اگر نیاز به توضیح داره بنویسید. مثلاً به عنوان حاشیه پست باشه.
    مرتبط با تابستون باشه. اینکه چطوری پیش بره و چقدر طول بکشه دست خودتونه.
    طول داستان هم مهم نیست. حدی براش در نظر نگرفتیم. یه طوری بنویسین فقط که برای مخاطبای وبلاگ هم جذاب باشه و بخوننش :) 
    درواقع بسنجید ببینید کشش متن‌تون چقدره.


    من داستانم رو نوشتم.
    فکر کنم اول شدم:)

    پاسخ:
    دست شما درد نکنه. لینک می‌کنم.

  • احمدرضا ‌‌
  • داستان کوتاهی که قبلا در این مورد نوشتیم و منتشر کردیم هم حسابی ؟
    پاسخ:
    حسابه اگر رنگ و بوی داستانی داشته باشه :)
    می‌تونی بزنی تاریخش رو بیاری جلو.
  • احمدرضا ‌‌
  • اینم داستان من :
    http://dankoob.blog.ir/post/49
    پاسخ:
    ممنون احمدرضا.
    تقدیم...
    http://skylight.blog.ir/post/161
    پاسخ:
    دستتون درد نکنه.
    دوستانی که دستشون تو کد نویسی هس، یه قالب خوشگل برای سخن‌سرا طراحی کنند دیگه :))
    پاسخ:
    هیشکی پا پیش نمی‌گذاره. :)

    البته کمتر از 500 کلمه شده ولی دیگه نتونستم ادامه بدم
    پاسخ:
    خوندم داستان رو. میشه بیشتر و جزئی تر تعریفش کرد. بالاخره پشت اون دوچرخۀ داستان و رسیدن به اون دوچرخه باید کلی داستان باشه. مگر میشه بی مقدمه؟ به نظرم این هنر نویسنده است که بتونه حس و حال رو بهتر بیان کنه. الان تا اینجا می‌تونم بگم فقط یک خاطره بوده. یا نهایتاً یک طرح داستان. پرداخت و جزئیات نداره. برای شما شاید روشن باشه. برای من خواننده اما نه. من سه نفر آدم رو می‌بینم و یک خونه و یک دوچرخه که هر کدوم از این 5 عنصر می‌تونه هر شکلی باشه. درواقع مثل یک صحنۀ محو می‌مونه. برای روشن شدنش باید تلاش بشه.
  • احمدرضا ‌‌
  • آقا من گرافیستم. اگه اساتید اجازه بدن می‌تونم یه قالب برای سخن‌سرا طراحی کنم فقط به یه کدنویس نیازه که کدش کنه
    پاسخ:
    آقا نیکی و پرسش آیا؟ :)
    اصلاً ریش و قیچی دست خودتون. با سلیقۀ خودتون طراحی کنید. 
    فکر کنم شبیه داستان نشد
    چقدر سخت تر از چیزی هست که فکر می‌کردم

    http://chukak.blog.ir/1397/04/13
    پاسخ:
    دستتون درد نکنه :)
    درود بر شما و درود بر همه دوستان سخن سرا
    ghoghnoseazad.blog.ir
     با داستان کوتاه دوچرخه طلایی خدمت رسیدم
    بیاد  طعم روزهای گرم و کشدار تابستان های دور گذشته .
    یادش بخیر آن سالها و آن روزها
    بازی های کودکانه - هفت سنگ - گرگم به هوا - لی لی کردن و شبها دوچرخه سواری و...
    یادش بخیر دوچرخه طلایی رویاهای من
    سربلند و تندرست و البته شاد باشید ( آمین)

    پاسخ:
    درود.
    ممنونم که همیشه همراهی می‌کنید.
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • http://khoob1.blog.ir/post/128

    هرکاری میکنم بازم خاطره، خاطره ست. راضی نبودم از خودم.
    پاسخ:
    ممنون که داستانتون رو فرستادید :)
  • هالی هیمنه
  • آخرین پستم رو که نوشتم دیدم موضوعش به تمرین چهارم خیلی نزدیکه، و گفتم شاید بهتر باشه اینجا هم معرفیش کنم. البته نمی‌دونم به درستی واجد شرایط هست یا نه.

    بهشت همین نزدیکی‌ست
    http://parwaz.blog.ir/post/160
    پاسخ:
    سلام.
    بله لینک می‌کنم. چرا واجد شرایط نباشه؟ :)
  • آشنای غریب
  • سلام
    من هر چه تلاش کردم اصلا وقت نکردم
    این روزا خیلی خیلی سرم مشغوله 
    شبها دیر میام خونه و صبح ها زود از خونه خارج مشیم

    وقتی دیدم انگار تعداد شرکت کننده ها هم کم شده 
    اومدم بگم ناامید نشین ها یه وقت هم چنان حمایتتان خواهیم کرد :)))

    پاسخ:
    سلام. 
    اول اینکه ممنون بابت همراهی. :)
    راستش دلسرد نشدم اصلاً. تا وقتی که حتی یک نفر هم همراهی کنه به خاطر همراهی اون یک نفر و به احترامش ما هم هستیم. 
    فقط من هم کمی این روزا سرم مثل شما شلوغ بود. نرسیدم پست جدید رو بنویسم. امروز ان‌شاءالله وبلاگ رو به روز می‌کنم.
  • یـک مـعــلّـم . .
  • سلام و عرض ادب،
    با عذرخواهی بابت تأخیر دو ماهه، و با احترام، تقدیم به بانیان ِخوش‌فکر و اهالی خوش‌ذوق ِسخن سرا:

    انفجار در سینما! 
    yon.ir/OjTcu
    پاسخ:
    سلام آقا معلم.
    ارادتمند. ممنون که نوشتید.
    :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    سخن‌سرا

    از هرچه بگذریم سخن دوست خوش‌تر است...

    طبقه بندی موضوعی